تبلیغات
The ping ponther 2

The ping ponther 2
وابسته به گروه وبلاگ نجف آباد
نویسندگان
نظر سنجی
بهترین خواننده رپ فارسی کیست؟











لینک های مفید
[ دوشنبه 23 شهریور 1394 ] [ 06:20 ب.ظ ] [ یوسف پیلتن ]

ون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است, دستشو گرفتم و گفتم: …

 

باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم نشست
و منتظر شنیدن حرف های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم.
اصلا نمی دونستم چه طوری باید بهش بگم, انگار دهنم باز نمی شد.

هرطور بود باید بهش می گفتم و راجع به چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود,
باهاش صحبت می کردم. موضوع اصلی این بود که من می خواستم از اون جدا بشم.
بالاخره هرطور که بود موضوع رو پیش کشیدم, از من پرسید چرا؟!

اما وقتی از جواب دادن طفره رفتم خشمگین شد و در حالی که از اتاق غذاخوری
خارج می شد فریاد می زد: تو مرد نیستی


ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب،
[ جمعه 20 شهریور 1394 ] [ 12:10 ب.ظ ] [ یوسف پیلتن ]


یه مورد داریم رووووم نمیشه بگم !!!
روم به دیوار ولی مورد داشتیم پسره به خاطر فوت اقوامش تا 40روز به ابروهاش دست نزده …
.
.
مورد داشتیم پسره رفته خرید ، دست رو هرچی گذاشته فروشنده گفته جنسش خیلی عالیه ، خودم از همین جنس برای خواهرم برداشتم خیلی هم راضیه !!!
.
.
مورد داشتیم دختره پشت کوله پشتیِ دانشگاش نوشته بوده : عاقبت شوهر نکردن !
.
.
مورد داشتیم پسره با خشتکش داشته خیابونارو جارو میزده ، شهرداری همونجا با حقوق و مزایای عالی استخدامش کرده !
.
.
ﻣﻮﺭﺩِ شش تایی ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺍﻣﯿﺪ ﺑﻪ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ولی متاسفانه ﺑﻪ ﺁﺳﯿﺎ ﻫﻢ ﻧﺮﺳﯿﺪﻥ !
.
.
مورد داشتیم دختره عاشق پسره شده
پسره گفته بیخیال من شو ، من جای خواهرتم !
.
.
مورد داشتیم یه کلیپس سرشو از پنجره اتوبوس بیرون آورده کلا مرکز ثقل رو تغییر داده اتوبوس چپ کرده !

.
.
مورد داشتیم پسره با باباش رفته بیرون ، پلیس پدره رو گرفته گفته خانم کی باشن ؟
.
.
مورد داشتیم دختره از رو آگهی همشهری مخاطب خاص پورشه دار پیدا کرده !
.
.
مورد داشتیم با کناری ما کنار نمی اومده ، میخواست کنار بکشه ولی الان کنار کناریمون پارک دوبل زده ؛ تازه ریختن رو هم واسه تخریب ما !!!
.
.
مورد داشتیم دخترِ از بی خواستگاری رفته جلوی کوه داد زده : با من ازدواج میکنی ؟
از کوه انعکاس صدا اومده : با من ازدواج میکنی ؟
دختره هم جواب مثبت داده ، الانم خوش و خرم با ۲تا بچه دارن زندگی میکنن !
.
.
مورد داشتیم پسره شرتِ ماماندوز چهارخونه رو در معرض دید عموم قرار میداده !
.
.
مورد داشتیم بعد خونه تکونی یه فرش اضافه اومده !
.
.
مورد داشتیم که میخواسته با شاهزاده سوار بر اسب سفید ازدواج کنه هول شده با اسب سفید شاهزاده ازدواج کرده !
.
.
مورد داشتیم هیچ موردی نداشته که بهش گیر بدیم !
.
.
مورد داشتیم طرف به خاطر تنها عشقش میخواسته خودکشی کنه ولی اون یکی مخاطب خاصش نذاشته !
.
.
مورد داشتیم طرف اسم بچشو گذاشته ستایشِ ۲ !!!
.
.
مورد داشتیم دختر با قیافه بدون آرایش رفته پلیس ۱۰+ برای گواهینامش ، بردنش سربازی !
.
.
مورد داشتیم دختره با یه آیدی آبجیشه با یه آیدی دیگه مخاطب فوق خاصش !
خعلی هنر میخوادا !!!
دختر است دیگر …
.
.
مورد داشتیم دختره با ماشین کنترلی خاموش کرده !
.
.
مورد داشتیم طرف رفته خواستگاری ، عروس چایی آورده ؛ داماد گفته اگه میشه تو لیوان خودم بیار !
.
.
مورد داشتیم پسره میخواسته از ایست بازرسی حرم رد بشه بهش گیر دادن که چادرت کو ؟
.
.
مورد داشتیم خانومه تو گوگل سرچ کرده “قیمت سرویس طلای دختر خالم ؟”
گوگل هم پاسخ داده : “دخترخالت گفته به کسی نگم”
.
.
مورد داشتیم پسره رفته خواستگاری ، دختره اومده خم شه چایی تعارف کنه ، کلیپسش رفته تو حلق داماد !
.
.
مورد داشتیم دوتا پسر داشتن تو خیابون راه میرفتن ، به طلافروشی رسیدن وایسادن ویترینو نگاه کردن !
.
.
مورد داشتیم دختره مدل ابروهاشو با مدل ابروهای مخاطب خاصش ست میکرده و بلعکس !
.
.
مورد داشتیم پسره میخواسته از در بیاد تو ، سیبیلاش گیر کرده به چارچوب !
.
.
مورد داشتیم دختره واسه بالا و پایین کردن شیشه ماشین کلاچ میگرفته !




طبقه بندی: مطالب،
[ جمعه 20 شهریور 1394 ] [ 11:48 ق.ظ ] [ یوسف پیلتن ]

مورد داشتیم

دختره پارک دوبل کرده ازش تست دوپینگ گرفتن!

جوک های خنده دار مورد داشتیم ضد دختر

sms khandedar

مورد داشتیم

دختره واسه بالا پایین کردن شیشه ماشین کلاج میگرفته!

جوک های خنده دار مورد داشتیم ضد دختر

sms khandedar

مورد داشتیم

دختره کلاج گرفته زده آهنگ بعدی!

جوک های خنده دار مورد داشتیم ضد دختر

sms khandedar

مورد داشتیم

دختره برای اینکه برف پاک کن تندتر کار کنه گاز میداده!

جوک های خنده دار مورد داشتیم ضد دختر

sms khandedar

مورد داشتیم

دختره داشته رانندگی میکرده

یادش رفته دنده چنده، زده کنار دوباره از یک شروع کرده!

جوک های خنده دار مورد داشتیم ضد دختر

sms khandedar

مورد داشتیم

دختره سر کلاس کلیپس نزده، براش غیبت رد کردن!

جوک های خنده دار مورد داشتیم ضد دختر

sms khandedar

مورد داشتیم

دختره از نیروی هوایی ارتش زنگ زدن خونشون گفتن

دخترتون تو رادار ماست، بگین کلیپسشو برداره!

جوک های خنده دار مورد داشتیم ضد دختر

sms khandedar

مورد داشتیم

دختره تو بازی gta ماشین زیر پاش خاموش شده!

جوک

جوک های خنده دار مورد داشتیم ضد دختر

sms khandedar

مورد داشتیم

دختره عکسشو طی یه عملیات، 24 ساعت بی وقفه فتوشاپ کرده

بعد تهش نوشته : همین الا یهویی!

جوک های خنده دار مورد داشتیم ضد دختر

sms khandedar

مورد داشتیم

دختره ساعت 9 صبح میرسه دم در اداره

بعد از 49 حرکت موفق میشه ماشینو پارک کنه…

نگاه میکنه میبینه ساعت 2 ظهره ، مدیر از دم پنجره داد میزنه:

خانوم براتون مرخصی رد کردم برگرد خونه!




طبقه بندی: مطالب،
[ جمعه 20 شهریور 1394 ] [ 11:45 ق.ظ ] [ یوسف پیلتن ]

پس از ۱۱ سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد.

پسر بچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او دچار مسمومیت شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را به بیمارستان رساند ولی شدت مسمومیت به حدی بود که آن کودک جان سپرد. مادر بهت زده شد و بسیار از اینکه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.
وقتی شوهر پریشان حال به بیمارستان آمد و دید که فرزندش از دنیا رفته رو به همسرش کرد و فقط سه کلمه بزبان آورد.
ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب،
[ جمعه 20 شهریور 1394 ] [ 11:42 ق.ظ ] [ یوسف پیلتن ]
یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا بود ازدواج کرد. اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه می‌خوردند، آنها از هم جدا شدند.

ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب،
[ جمعه 20 شهریور 1394 ] [ 11:42 ق.ظ ] [ یوسف پیلتن ]


یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود. اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود. اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم. زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست.
وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید: «من چقدر باید بپردازم؟»
و او به زن چنین گفت: «شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهی ات رو به من بپردازی باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!»

ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب،
[ جمعه 20 شهریور 1394 ] [ 11:36 ق.ظ ] [ یوسف پیلتن ]

داستان کوتاه آموزنده (بیسکوئیت های سوخته مادرم),بیسکوئیت های سوخته مادرم و عکس العمل پدر,بیسکوئیت های سوخته مادرم,کم و کاستی


زمانی که من بچه بودم، مادرم علاقه داشت گه گاهی غذای ساده صبحانه را برای شب هم آماده کند. یک شب را خوب یادم مانده که مادرم پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، شام ساده ای مانند صبحانه تهیه کرده بود. آن شب پس از زمان زیادی، مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بسیار سوخته، جلوی پدرم گذاشت. یادم می آید منتظر شدم ببینم آیا او هم متوجه سوختگی بیسکویت ها شده است!

ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب،
[ جمعه 20 شهریور 1394 ] [ 11:28 ق.ظ ] [ یوسف پیلتن ]

وقتی از او پرسیدند که چطور است که او غمگین نیست، او جواب داد: «چرا باید احساس بدی داشته باشم؟

جوانی بود که عاشق دختری بود. دختر خیلی زیبا و زرق و برق دار نبود، اما برای این جوان همه چیز بود. جوان همیشه خواب دختر را می‌دید که باقی عمرش را با او سپری می‌کند. دوستان جوان به او می‌گفتند: «چرا اینقدر خواب او را می بینی وقتی نمی‌دانی او اصلاً عاشق تو هست یا نه؟ اول احساست را به او بگو و ببین او تو را دوست دارد یا نه.»

ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب،
[ جمعه 20 شهریور 1394 ] [ 11:27 ق.ظ ] [ یوسف پیلتن ]

زن و شوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می‌راندند.
از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.
زن جوان: 'یواشتر برو من می‌ترسم' مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره!
زن جوان: 'خواهش می‌کنم، من خیلی میترسم.' مردجوان: 'خوب، اما اول باید بگی دوستم داری!'
زن جوان: 'دوستت دارم، حالا میشه یواشتر برونی؟' مرد جوان: 'مرا محکم بگیر'
زن جوان: 'خوب، حالا میشه یواشتر؟' مرد جوان: 'باشه، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، آخه نمی‌تونم راحت برونم، اذیتم می‌کنه.'
**
روز بعد روزنامه‌ها نوشتند برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید. در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت.
مرد از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند و این است عشق واقعی!


طبقه بندی: مطالب،
[ جمعه 20 شهریور 1394 ] [ 11:23 ق.ظ ] [ یوسف پیلتن ]

بهترین محله دنیا و همسایه هارو ما داریم..!!!
فکرشو بکن 2تا از همسایه هامون وای فایشون پسوورد نداره..!!!!!!


جوک های لاین و واتس اپ جدید و خنده دار

 

جوک های لاین و واتس اپ جدید

 

سوتی من و بقالی سر کوچمون رو داشته باشین…
رفتم بقالی میگم هزار تومان خیارشور بده.وقتی خواستم پولشو بدم گفتم: چقدر میشه؟!!!!
اونم که خنگ تر از من بود دو ساعت داره با ماشین حساب ور میره که ببینه هزار تومان خیار شور چقدر میشه.

 

جوک های لاین و واتس اپ جدید و خنده دار

  
رمز موفقیت چیست؟
.
.
.
خب آخه چی بهتون بگم من؟؟؟
اگه رمز موفقیت همین طوری کشکی بود که رمز موفقیت نبود..!!
باید از دست شما برم تو بشکه اسید تجزیه شم..!!!!!!!!


 

جوک های لاین و واتس اپ جدید و خنده دار

 
اگه یه خورده دقت کنید همه ی کسانی که “قدرت طلب” هستن، ” کنترل طلب ” هم میشن!!!!
(کنترل تلویزیون و….)

 

جوک های لاین و واتس اپ جدید و خنده دار

 

ما به عروسک های ” دارا و سارا” که وارداتی از چین هستن میگیم: ” عروسک های ملی”!!!!
چینی ها خودشون اونجا هنگ کردن!
 آخه خودشون لقب ” زباله های صادراتی ” رو بهشون دادن!!!! 

 

جوک های لاین و واتس اپ جدید و خنده دار


طرف برادرشو نصیحت میکرده میگه وقتی ازدواج کردی اقتدار داشته باش ، مثل من . . .
دیشب به زنم گفتم باید ساعت یازده آب گرم باشه ، اونم آبو گرم کرد . . .
داداشش گفت ساعت یازده آب گرم میخواستی چیکار ؟
گفت : آخه پوستم حساسه نمی تونم با آب سرد ظرف بشورم !!!

 

جوک های لاین و واتس اپ جدید و خنده دار

 

با پرایدم تو جاده موندم بی بنزین
یه ۲۰۶ که رانندش دختر بود نگه داشت
گفت چی شده بگو کمکت کنم
گفتم سوختم تمام شده میشه از ماشینت بنزین بکشم؟
گفت مگه بنزین۲۰۶ به پراید میخوره
هیچی دیگه ماشینم از شوک گیربکس آورد پایین
سر سیلندرشم سوخت
نوربالاشم یکسره شده


جوک های لاین و واتس اپ جدید و خنده دار


همیشه به یکی از دوستام میخندیدم
همیشه آدم دلقکی میدونستمش و برای همین اسمشو توی گوشیم ” سوژه خنده ” سیو کرده بودم
یکی از روزهای خدا بود که از نزدیک دیدمش و گوشیش چند لحظه دستم بود
دیدم که اون اسم منو تو گوشیش ” احمق خنده دار” سیو کرده..!!!
یه همچین آدمایی هستیم همه فکر میکنیم بقیه خنگ و خودمون دانشمندیم..!!!!  

  

جوک های لاین و واتس اپ جدید و خنده دار

 
بابام میگه:
چه کار می کنی همیشه کله ت تو گوشیه؟
گفتم: تو کار صادرات واردات هستم.
میگه: صادرات واردات چی؟
گفتم: جوک های این گروهو صادر می کنم به گروه های دیگه و جوک های اون گروه ها رو وارد می کنم به این گروه.
اونم عصبانی شد صادرم کرد تو کوچه. الان تو پارکم :

 

جوک های لاین و واتس اپ جدید و خنده دار


 

تک زنگ چیست؟
.
.
.
.
با خبر شدن دو گدا از هم!!

 

جوک های لاین و واتس اپ جدید و خنده دار


ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﭘﯿﺶ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻋﺮﻭﺳﯽ
ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﯾﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ، ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ:
ﺗﻮ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﮕﻠﯽ، ﺩﻝ ﻣﯿﺒﺮﯼ ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺮﻗﺼﯽ!!
ﻣﻨﻢ ﺩﯾﺪﻡ ﺧﺪﺍﯾﯿﺶ ﺭﺍﺱ ﻣﯿﮕﻪ
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﻨﻢ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﺭﻗﺼﯿﺪﻡ




طبقه بندی: مطالب،
[ جمعه 20 شهریور 1394 ] [ 11:11 ق.ظ ] [ یوسف پیلتن ]
ﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﻗﺘﻞ ﻧﺰﺩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺰﺭﮒ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﻗﺼﺎﺹ ﺑﻮﺩﻧﺪ .

ﻗاﺗﻞ ﺍﺯ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺘﯽ ﻣﻬﻢ ﺩﺭﻗﺒﺎﻝ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﮐﺮﺩ ...

ﺷﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ؟
ﻗﺎﺗﻞ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻧﻤﻮﺩ : ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ

ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺳﭙﻬﺴﺎﻻﺭ ﺁﺭﺍﺩ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﺁﺭﺍﺩ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ: ﺑﻠﻪ ﺳﺮﻭﺭﻡ

ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﺪ ﺣﮑﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺍﺟﺮﺍ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ!
ﺁﺭﺍﺩ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ : ﺿﻤﺎﻧﺘﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ

ﻗﺎﺗﻞ ﺭﻓﺖ، ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺁﺭﺍﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﮑﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺍﺟﺮﺍ ﻧﺸﻮﺩ
ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺏ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻗﺎﺗﻞ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﯿﻦ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺟﻼﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ ...

ﺷﺎﻩ ﺑﺰﺭﮒ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺘﯽ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﯽ؟
ﻗﺎﺗﻞ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﻭﻓﺎﯼ ﺑﻪ ﻋﻬﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ

ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﯼ ؟
ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ : ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺧﯿﺮ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﻭ ﻧﯿﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﻧﯿﺰ ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ:

ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ ﺯﯾﺮﺍ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺑﺨﺸﺶ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ

این مطلب رو گذاشتم زیرا میترسم بگویند گذشته ایران از یاد رفت…




طبقه بندی: مطالب،
[ جمعه 20 شهریور 1394 ] [ 11:08 ق.ظ ] [ یوسف پیلتن ]
[ چهارشنبه 5 آذر 1393 ] [ 07:02 ب.ظ ] [ یوسف پیلتن ]
امیرتتلو


طبقه بندی: دانلود ها،
[ یکشنبه 25 خرداد 1393 ] [ 03:53 ب.ظ ] [ یوسف پیلتن ]



طبقه بندی: عکس ها،
[ پنجشنبه 1 اسفند 1392 ] [ 01:32 ب.ظ ] [ یوسف پیلتن ]

تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :