تبلیغات
The ping ponther 2

The ping ponther 2
وابسته به گروه وبلاگ نجف آباد
نویسندگان
نظر سنجی
بهترین خواننده رپ فارسی کیست؟











لینک های مفید

جوک و اس ام اس سرکاری و خنده دار جدید

55634681185662553756 جوک و اس ام اس سرکاری جدید

دانشنمدان متعقدند که مغز انسان فقط به اول و آخر کملات توجه مکینه برای هیمنه که تونستی این رو بخونی. چندتا کمله غلط بود.

—–

غضنفر تو قطار میشینه به صندلی روبرویی میگه:

به سلامتی دارین برمیگردین؟!

—–

وقتی حاجیان به شیطان سنگ می زدند، شیطان می خندید و می گفت:

این جماعت که امروز به من سنگ می زنند، برسند تهران به من زنگ می زنند!

—–

وسعت عشق پسران چنان وسیع است که اگر عاشق دختری شوند

عاشق دوستانش نیز میشوند !

—–

بوی شوم امتحان آید همی, یار صفر مهربان آید همی

ما ز تعلیم وتعلم خسته ایم،دل به امید تقلب بسته ایم

مابرای کسب مدرک آمدیم،نی برای درک مطلب آمدیم !

—–

تحقیقات دانشمندان اخیرن نشون داده :

گذر زمان هیچ چیزی را حل نمی کند

شــــایـــد ماست مالی کند !

—–

ازدواج هم چیز جالبیه! مثل ارتش می مونه!

با وجودی که همه ناراضی هستند، ولی باز هم داوطلب داره !

—–

فقط یه ایرانی میتونه شامپو رو تو یه هفته تموم کنه

و تهش رو با آب قاطی‌ کنه و یک ماه بیشتر استفاده کنه !

—–

معلم: اگه ۱۰۰۰ تومن داشته باشی و از بابات هم ۱۰۰۰ تومن بخوای،

چه قدر پول داری؟

دانش آموز: ۱۰۰۰ تومن

معلم: هیچ چی از ریاضی حالیت نیست

دانش آموز : تو هم بابای منو نمیشناسی !

—–

خواستم جونمو فدات کنم ، باخودم گفتم چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی !؟

—–

زندگی با ” مای بی بی ” شروع و به ” ایزی لایف ” ختم میشود

قدر لحظه هایی که با ش*ورت هستیم را بدانیم !

—–

خدا هیچ چیز که به ما نداده باشه

دو چیز را زیاد داده

به من صبر زیاد و به تو روی زیاد !.

اس ام اس سرکاری  –

پسر به دختر: می خوای خورشید زندگی من باشی؟

دختر: آره

پسر: پس ۹۲,۹۵۵,۸۸۷,۶ مایل از من دور بمون!

—–

دیگه به من زنگ نزن

حالا شناختمت

من نمیتونم دیگه با تو باشم

ازت بدم میاد

بی لیاقت

خداحافظ

“این آخرین جمله ای بود که همسایمون به شوهرش گفت”

میخاستم تو ام در جریان باشی عزیزم !

—–

اگر دنیا برعکس بود حیونا وقتی از هم شاکی‌ میشدن و میخواستن به هم فحش بدن

میگفتن : آدم، اهلی، انسان…

با تو هستم یکم حیوون باش…!

—–

پسر: کجایی عزیز دلم؟

دختر: واااای همین الان رسیدم دارم از خستگی مــیمــیرم،

میرم بخوابم کم کم… تو چیکار میکنی عزیزم؟

پسر: من توی مهمونی ام، پشت سرت ایستادم!

—–

پیش از آن که با استاد مــَچ شوی /  لحظه ی امتحان دادنت ناگزیر می شود!

آی سرکوفت و ضد حال همیشگی /  ناگهان چقدر زود آخر ترم می شود!

—–

رفتم دم مغازه به فروشنده می گم قرص پشه داری؟

می گه واسه کشتنش می خوای؟

پـَـ نه پَــ، برای سردردش می خوام!




طبقه بندی: مطالب،
[ یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 ] [ 01:37 ب.ظ ] [ یوسف پیلتن ]

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :